Usefull Links!

❖ Test

❖ Test

Asad Buda
رواق نیایشگاهِ زرین
 
 این رواقِ سنگی، رواقِ "نیایشگاهِ زرین" است؛ نیایشگاهی که در بازویِ راست "شه مامه" قرار دارد. این جا درِ گشوده به جهان و انسان است و در دیوارنگاره های آن رد-نشان بسیاری از تمدن هایِ جهان نمایان است: تمدن یونانی، زرتشتی، میترایی و به ویژه بودیسم که با شکوه ترین آثارِ هنری اش را در این درة خاموش یه یادگار گذاشته است. مردمان این جا با هیچ تمدنی "دشمن" نبوده اند، اما هر تمدنی را در چارچوبِ باورها و فرهنگِ خود پیکربندی نموده اند. بودا، این شاه کوهسارِ این جا "چشمانِ بادامی داشت و به همین خاطر ویران گردید. گناهِ او، ضدیت با اسلام نبود، زیرا مجسمه های غیرِاسلامی بسیاری در افغانستان وجود داشتند که طالبان آن ها را تخریب نکردند، گناهِ بودا چشمانِ بادامی اش بود. داشتنِ چشمانِ بادامی در این سرزمین بزرگ ترین گناه است."
 
 هیچ کس نمی داند که این کوه ها چه رازهای بزرگی در سینه دارند. باستان شناسان بر این باورند که نخستین بار تکنیکِ "آب رنگ" در نگارگری های این کوه ها به کار رفته است. نگاره هایِ این جا تنها برایِ آذین نیست، بیانِ دستوراتِ دینی و آیینی به زبانِ هنر است. آن ها آیینِ دینی شان را با رنگ ها گوناگون، در دیوار کوه ها حک کرده اند، تا گردشِ روزگار آن ها را نفرسایند. نگارگری برایِ آنان نوعی شورِ جاوانگی است و آن ها تلاش کرده اند، با نگارگریِ آیینِ شان در قلبِ صخره های سخت، جاودانگیِ آیینِ شان را نشان دهند. آن ها تنها به وجه شنیداریِ آیین شان اکفتا نکرده اند، کوشش کرده اند "کلام" را به امرِ دیداری بدل کنند. در برخی این دیوارنگاه ها، نقاشی های "مانوی" وجود دارد. برخی از تاریخ نگاران معتقدند که "مانی"، پس از آمدن از بلخ به بامیان، بر ضدِ آیینِ زرتشت شورید و کتابِ "ارژنگ" که با زبان نگارگری تدوین گردید، نه تنها طغیان علیه آیین زرتشت است، بلکه نوعی طغیانِ بر ضد فروکاستِ بیانِ دینی به گفتار نیز هست.
 
 
 به ایوان می نشینم، به دیوار نگاره های در حال زوال می نگرم، چشم اندازِ هنری، اما غم انگیزی در برابر چشمانم گشوده می شود. طبیعت دارد از فرهنگ انتقام می گیرد. رد پای فرهنگ در این کوه ها هر روز به کم رنگی می گراید و کوه ها اندک اندک به حالِ طبیعی بر می گردند. این جا آخرِ دنیاست، جایی که نه تنها از "فرهنگ" مراقبت به عمل نمی آید، بلکه نیروهای واپس گرا در مقام همدستِ طبیعت کمر به نابودی آثار فرهنگی و تمدنیِ این جا بسته اند : "هنگامه یِ غروب است، پرتوِ خورشید از رواقِ نیایشگاهِ زرین به درون می تابد، بر دیوارِ داخلی نیایشگاه و دیوار نگاره هایِ رنگ و رو رفته و در حالِ زاول. رنگ غروب، با آب رنگ دیوارنگاره ها در هم می آمیزد و صحنه ی شگفت انگیزی را پدید می آورد. در هیچ کجایی دنیا، تصویرِ زوالِ تاریخ را به این روشنی نمی بینیم. دیوارنگاره هایی که از سقفِ غارها به زمین هبوط می کنند با صدای غم گرفته و نالة خفیفی زوالِ تاریخ را و تاریخ زوال را آه می کشند