Usefull Links!

❖ Test

❖ Test

با قرار دادن جسم من در زندان فکر مرا نمی‌توانند در بند بکشند

Content on this page requires a newer version of Adobe Flash Player.

Get Adobe Flash player

نويسنده‌: سامرا قلي زاده
 
ايليچ راميرز معروف به كارلوس شغال طي سه دهه، رعب و وحشت زيادي را در سراسر اروپا به وجود آورد.
ايليچ راميرز سانچز معروف به کارلوس شغال، در دوران فعاليت خود مشهورترين چريک تحت تعقيب دولت هاي جهان به شمار مي رفت که دولت هاي غربي از او به عنوان تروريست بين المللي ياد مي کردند. اولين بار روزنامه گاردين نام شغال را روي اين جنايتکار گذاشت. زيرا در ميان وسايل شخصي او، کتابي نوشته فردريک فورسايت با عنوان «روز شغال» پيدا شد و همين بهانه اي به دست روزنامه نگاران داد تا لقب با محتوايي که چندان هم دور از شخصيت ايليچ نبود برايش انتخاب کنند. کارلوس شغال حداقل طي 20 سال از عمر خود، چهره اي شناخته شده و تحت تعقيب بود.
ايليچ راميرز سانچز،12 اکتبر سال 1949 در شهر کاراکاس ونزوئلا متولد شد. با وجود اينکه مادر راميرز سانچز دوست داشت براي پسرش نام مسيحي انتخاب کند، پدر خانواده با اين پيشنهاد مخالفت کرد و به تقليد از «لنين» نام ايليچ را براي پسرش انتخاب کرد. ايليچ سال 1959 در حالي که ده سال بيشتر نداشت به حزب کمونيست جنبش ملي جوانان مدرسه پيوست و در همان جا بود که نخستين ميخ هاي عقايد پوچ او در ذهن کودکانه اش کوبيده شد. در سال1966 پدر و مادر ايليچ از يکديگر جدا شدند و مادرش ايليچ، «لنين» و «ولاديمير» دو برادر کوچک تر او را همراه خود به لندن برد تا پسرهايش در کالج استافورد و سپس در مدرسه اقتصاد لندن به تحصيل بپردازند. دو سالي از اين ماجرا گذشت تا اينکه پدر خانواده هم دست به کار شد تا خودي نشان دهد و از پسرها خواست تا به پاريس بروند و دانگشاه سوربون را براي تحصيل انتخاب کنند اما اين بار ايليچ نقشه اي ديگر در ذهن داشت، تصميم گرفته بود وارد دانشگاه کاربردي لامامبا واقع در مسکو شود. اگرچه ايليچ موفق به انجام اين کار شد، طولي نکشيد که در سال 1970 او را از دانشگاه اخراج کردند. اخراج راميرز از دانشگاه باعث شد تا او به گروه هايي بپيوندد که تنها راه رسيدن به هدف را عمليات تروريستي مي دانستند.
 

مشهورترين حمله شغال

بعد از عضويت در گروه هاي تروريستي او به سرعت رشد کرد و مشهور شد. عمده شهرت شغال به خاطر حمله به مقر کنفرانس اوپک در سال 1975 ميلادي بود.اين عمليات 44 ساعت به طول انجاميد و نگراني هاي بسياري را براي مسؤولان رده بالاي پايتخت 11 کشور جهان و دولت ميزبان به وجود آورد. او در روز 20 دسامبر سال 1975 به همراه پنج مرد و يک زن با پوشيدن لباس خدمتکاران، از يکي از درهاي پشتي سالن کنفرانس که قبلا شناسايي کرده بودند به طبقه اول ساختمان شماره ده واقع در خيابان «کارل لوگورنيگ» وين که محل برگزاري نشست وزيران 11 کشور عضو اوپک بود، نفوذ کردند و با خلع سلاح محافظان و افراد مسلح داخل ساختمان، به سمت محل اصلي برگزاري جلسه راهي شدند.
مدتي از برگزاري جلسه مي گذشت و وزيران نفت 11 کشور اوپک مشغول بحث در مورد قيمت ها، سهميه ها و برنامه تأسيس صندوق اوپک بودند که ناگهان شغال به همراه ديگر همدستان وارد سالن کنفرانس شد و شروع به تيراندازي هوايي کرد. به محض ورود به سالن، ياران شغال در برابر نگاه هاي وحشت زده و گيج و گنگ شرکت کنندگان در نشست، با سرعت هرچه تمام شروع به کارگذاري ديناميت دورتا دور سالن کردند.
ديناميت گذاري که تمام شد، کارلوس گروگان ها را به چهار گروه تقسيم کرد:گروه اول شامل الجزايري ها، عراقي ها و ليبيايي ها بودند که از نظر شغال دوست محسوب مي شدند. گروه بعدي بي طرف ها بوند که شامل کشورهاي نيجريه ،کويت، اکوادور، ونزوئلا و گابن مي شدند و آخرين گروه هم اتباع ايران، عربستان سعودي، امارات متحده عربي و قطر بودند که از نظر کارلوس دشمن به شمار مي رفتند که به دستورکارلوس در بين اعضاي گروه دشمن نيز ديناميت کار گذاشته شد.
پس از آنکه خبر گروگانگيري در همه جا پيچيد، نيروهاي امنيتي پليس وين ساختمان کنفرانس را به سرعت تحت محاصره درآوردند و تصميم برآن شد که با گروگانگيرها مذاکره شود. در جريان مذاکره با شغال، او خود را بازوي انقلاب عرب معرفي کرد و در جواب هدف از اين گروگانگيري هيچ پاسخي نداد و راز اين حمله را فاش نکرد و تنها از مقامات اتريش خواست تا هواپيمايي در اختيارش قرار دهند. در جريان اين مذاکره با تعلل نيروي پليس، کارلوس آنها را تهديد کرد که اگر به خواسته اش ترتيب اثر ندهند، اول معاونان نفت ايران و عربستان را خواهد کشت و چنانچه باز هم تقاضايش ترتيب اثر ندهند تمام ساختمان اوپک را منفجر خواهد کرد و به اين ترتيب شغال تمام وزراي نفت کشورهاي عضو اين سازمان را پس از يک درگيري مسلحانه به همراه محافظان آنها به گروگان گرفت. در جريان اين گروگانگيري در مجموع پنج پليس کشته شدند که سه مأمور اتريشي و دو مامور ديگر از سازمان ضد جاسوسي فرانسه بودند.کارلوس خواسته خود را با ماموران وين در ميان گذاشت و چانه زني ها با گروگانگيرها همچنان ادامه داشت تا اينکه در ساعت پنج بعد از ظهر دولت وين موافقت خود را با درخواست کارلوس اعلام کرد و ساعت هفت هواپيما براي بردن 40 گروگان شغال در فرودگاه حاضر بود. گروگان ها با يک اتوبوس به طرف فرودگاه به حرکت درآمدند تا سوار بر هواپيماي دي سي 9 به مقصد الجزاير خاک وين را ترک کنند. قبل از آنکه هواپيما در آسمان وين به پرواز درآيد، کارلوس هيأت نمايندگي ونزوئلا را آزاد کرد و نامه اي به دست هرناندز آکوستا- وزير نفت ونزوئلا داد و از او خواست اين نامه را به دست مادرش برساند. البته او به آقاي وزير اخطار داده بود که اگر خودش شخصاً اين کار را نکند مطمئن باشد که شغال او را تنبيه خواهد کرد.
درالجزيره، کارلوس تا عصر به مذاکره با مقامات الجزاير پرداخت و در پايان همه گروگان هاي غير عرب به جز جمشيد آموزگار-رئيس هيات نمايندگي ايران -را آزاد کرد. هواپيما ساعت پنج بعدازظهر همراه 20 گروگان به سوي ليبي به پرواز درآمد. دو ساعت بعد هواپيما در طرابلس به زمين نشست. گروگان ها تا نيمه هاي شب منتظر آماده شدن هواپيمايي بودند که مي بايست آنها را به عراق مي برد اما هواپيما در اختيار مهاجمان قرار نگرفت و کارلوس با آزاد کردن ده گروگان به خلبان دستور داد تا بار ديگر به سوي الجزاير پرواز کند. در ميان راه کارلوس تغيير عقيده داد و تصميم گرفت به تونس برود ولي مقامات تونس به هواپيما اجازه فرود ندادند و خلبان به دستور کارلوس دوباره به سوي الجزاير تغيير مسير داد.
پس از آنکه هواپيما در فرودگاه الجزاير به زمين نشست، کارلوس در مذاکره با مقامات الجزايري اعلام کرد که تا ظهر همه گروگان ها را آزاد خواهد کرد ولي واقعيت چيز ديگري بود و کارلوس نقشه اي ديگر در سر داشت.گروه شغال قصد داشتند دو گروگان را به قتل برسانند. همراه آموزگار، زکي يماني- وزير نفت عربستان سعودي- هم وجود داشت و پليس فورا از نقشه آنها آگاه شد و کارلوس را تهديد کرد که اگر به يماني کوچک ترين صدمه اي بزند هيچ يک از اعضاي گروه جان سالم به در نخواهند برد. در پي آخرين اولتيماتوم، شغال چاره اي جز آزاد کردن شکارهايش نداشت. او هنگام آزاد کردن يماني و آموزگار ضمن انتقاد از سياست هاي دولت آنها گفت: «اين بار از مرگ گريختيد اما مطمئن باشيد که در آينده شما را خواهم کشت.»
پس از آنکه نقشه کارلوس نقش بر آب شد، ابتدا گروگانگيرها از هواپيما پياده شدند و چند دقيقه اي نگذشته بود که گروگان ها هم از هواپيما بيرون آمدند. همه جا را نيروهاي پليس الجزايري تحت پوشش قرار داده بودند و وزير خارجه الجزاير به محض پياده شدن گروگانگيرها، آنها را به سمت يکي از سالن هاي انتظار فرودگاه الجزاير برد. گروگان ها با ورود به سالن انتظار منظره اي عجيب و باور نکردني را پيش رويشان ديدند، شغال و همدستانش تنها يک شيشه با آنها فاصله داشتند و در سالن انتظار مجارو نشسته بودند.
سرانجام پس از 44 ساعت، ماجراي گروگانگيري وزيران نفت اوپک پايان گرفت و هنوز کسي نمي دانست که انگيزه کارلوس شغال از اين عمليات چه بوده و چه هدفي را دنبال مي کرده است، با آنکه انگيزه گروگانگيري هيچ گاه فاش نشد، حرف و حديث هاي زيادي در اين رابطه زده شد. بسياري براين عقيده بودند که کارلوس به همين راحتي ها هم راضي به آزاد كردن گروگان هايش نمي شد و با گرفتن مبلغ 20 ميليون دلاري راضي به رها کردن آنها شده است.کارلوس در جريان اين گروگانگيري از مقامات مسؤول خواست تا بيانيه سياسي اي را که از پيش نوشته بود، از راديو در سراسر خاورميانه پخش کنند و مقامات اتريش به اين خواسته او جامه عمل پوشاندند.
 

حمله به خانه سرمايه داري يهودي

روز يکشنبه 30 دسامبر سال 1973 در يکي از مناطق حومه و پر رفت و آمد شهر لندن ،کارلوس به همراه يکي از دوستانش وارد ساختماني شد که پيش از اين به عنوان يک خدمتکار در آنجا مشغول به کار بود. به محض ورود به ساختمان اسلحه اش را به سوي پيشخدمت گرفت و گفت: « جوزف شيف کجاست؟» جوزف شيف 68 ساله يکي از موفق ترين و با نفوذترين تجار يهودي لندن به شمار مي رفت. او نه تنها رئيس يکي از بزرگ ترين فروشگاه هاي لندن بود بلکه سمت معاونت فدراسيون صهيونيست ها در انگلستان را هم برعهده داشت؛ فدراسيوني که ميليون ها پوند از راه موسسات خيريه براي اسرائيلي ها درآمدزايي مي کرد. شيف همان طور که به اسلحه نشانه رفته به سمتش خيره شده بود از پله ها پايين آمد.کارلوس اسلحه را روي کمر تاجر يهودي قرار داد و با هم در حال بالا رفتن از پله ها به سمت اتاق خواب بوند که همسر شيف در همين لحظه از روي نرده هاي پلکان خم شد و آنها را ديد. او به سرعت به عقب برگشت، به طوري که کارلوس متوجه او نشد. زن فورا به اتاقش برگشت و در را قفل کرد و تلفن را برداشت و با پليس تماس گرفت و به اين ترتيب عمليات ويژه براي دستگيري شغال ساعت 7:02 صبح آغاز شد. در اين درگيري ها شيف با شليک گلوله کارلوس زخمي شد و جراحاتي به صورت او وارد آمد. از ديگر حملات کارلوس شغال که رعب و وحشت بسياري را در پي داشت، مي توان به حمله به رستوراني در پاريس اشاره کرد. او به سمت يک رستوران در پاريس که البته مشتري هاي بسيار در آن بودند يک نارنجک پرتاپ کرد و در اين انفجار دو نفر جان خود را از دست دادند و 30 نفر زخمي شدند. پس از اين ماجرا کارلوس در دو حمله نافرجام ديگر از جمله حمله به هواپيمايي در فرودگاه اورلي در سال 1975 نيز شرکت داشت.
 

شغال در دام

سال 1994 بود و کارلوس در سودان به سرمي برد. او به شدت بيمار شده بود و مي بايست تحت عمل جراحي قرار مي گرفت. از اين رو با زد و بندها و آشناياني که داشت به طور مخفيانه تحت عمل جراحي قرار گرفت و بدون هيچ سر وصدايي از بيمارستان مرخص شد. از طرف ديگر مقامات فرانسه و آمريکا سال ها بود که در حال رد زدني او و کشيدن نقشه براي به تله انداختن شغال بودند. آنها با مقامات سودان مذاکره کردند و سازمان جاسوسي آمريکا در قبال يک سري پيشنهادات سري از سودان خواست تا کارلوس را به آنها تحويل دهند. در اين بين دولت سودان طبق نقشه اي از پيش تعيين شده وانمود کردند که جان کارلوس در خطر است و بنا به مسائل امنيتي مي بايست به محلي ديگر منتقل شود و به اين ترتيب دست شغال را در دستان پليس فرانسه گذاشتند. او پس از دستگيري، در پاريس به دليل کشتن دو مأمور فرانسوي و همچنين ديگر حملات مورد محاکمه قرار گرفت و به زندان لاسانته فرستاده شد تا روز محاکمه اش فرا برسد. به اين ترتيب کارلوس- اين شخصيت پر رمز و راز که محافلي حتي وجود او را غير واقعي مي پنداشتند و چنين شخصيتي را زاييده زد و بندهاي پشت پرده و عمليات تروريستي باندهاي مافيايي تلقي مي کردند که سال ها در فهرست بزرگ ترين فراريان تحت تعقيب بود، دستگير شد. سه سالي در انتظار محاکمه بود تا اينکه با رو شدن پرونده هاي جنايي کارلوس، قاضي دادگاه رأي به حکم حبس ابد او صادر کرد و به اين ترتيب پرونده سه دهه قتل و خونريزي شغال بسته شد. دادگاه او يکي از جنجالي ترين دادگاه هاي اواخر قرن بيستم بود و در سکوت کامل رسانه هاي فرانسوي برگزار شد.
کارلوس ادعا کرد که مقامات فرانسوي حق موأخذه او را ندارند، زيرا دستگيري او در سودان غيرقانوني صورت گرفته است اما دم به تله دادن شغال به قيمت يک عمر زنداني شدن در زندان کلروو تمام شد. کارلوس در سال 2007 يک بار ديگر به دستور قاضي ژان لوئيس بروگير به دليل بمب گذاري در پاريس و کشتن 11 نفر و مجروح کردن بيش از 100 نفر در سال هاي 1982 و 1983 مورد محاکمه قرار گرفت.
 

شغال از فيلمي که بر اساس زندگي نامه اش ساخته شده بود انتقاد کرد
 

کارلوس دروغين
 

اگرچه بسياري، عمليات هاي کارلوس را به دليل نفرت او از يهودي هاي جنايکار مي دانند اما به تله افتادن شغال، حرف و حديث هاي بسياري در مورد انگيزه جنايت هاي کارلوس زده شد. اما در اين ميان يکي از علت هايي که به عقيده بسياري انگيزه اين جنايت ها محسوب مي شود، به دستگيري نامزدش مرتبط است. پس از آنکه دولت فرانسه نامزد او را دستگير کرد، شغال بمب گذاري هاي بسياري انجام داد که از آن جمله مي توان به انفجار دو قطار و بمب گذاري در مقابل دفتر سه روزنامه و راديو فرانسه اشاره کرد که فرانسه از آنها به نام خصومت شخصي ياد مي کند.
پس از آنکه اليويه آساياس زندگينامه کارلوس شغال را در جشنواره کن در يک فيلم 5/5 ساعته به تصوير کشيد، در يک گفت و گوي تلفني با کارلوس که اکنون در زندان پواسي در حومه پاريس و تحت شديدترين تدابير امنيتي دوران محکوميت خود را سپري مي کند، شغال از اين فيلم انتقاد کرد.
اين مرد 60 ساله ونزوئلايي درباره فيلم «کارلوس» اين طور اظهار نظر کرد: «در مورد زندگي من فيلم هاي زيادي را ساخته اند و کتاب هاي بسيار نوشته اند، به نظر من تمامي اينها دروغي بيش نيستند و تمام ماجراهاي به تصوير کشيده شده از نظر من نادرست است.»
البته کارلوس شغال اين فيلم را نديده و تنها با خواندن فيلمنامه چنين نظري را داده است. او معتقد است که به بيشتر سکانس هاي به تصوير کشيده شده در مورد گروگانگيري وزيران نفت اوپک به شدت معترض است، يکي از نکته هايي که در اين فيلم مورد اعتراض کارلوس قرار گرفته است اين است که در فيلم آورده شده حمله به دستور مستقيم صدام حسين صورت گرفته اما خود شغال معتقد است که حمله به دستور معمر قذافي-رهبر ليبي- انجام گرفت.
فيلم «کارلوس شغال» داستان زندگي راميرز را از سال 1973 تا 1944 به تصوير مي کشد؛ سال هايي سرشار از خشونت و قريب سرويس هاي جاسوسي مختلف دنيا. در اين فيلم صحنه هاي بمب گذاري داروخانه اي در پاريس در سال 1974 و درگيري هاي ديگر شغال نيز به تصوير کشيده شده است.
کارلوس شغال با بودچه 15 ميليون يورويي توليد شده و عمده سرمايه گذاران آن هم از فرانسه و آلمان بوده اند. آساياس پيش تر سه بار با فيلم هاي خود در بخش مسابقه جشنواره فيلم کن براي دريافت نخل طلا رقابت کرده که آخرين بار در سال 2004 با فيلم «پاکيزه» بوده است. او بيش از 20 فيلم سينمايي در کارنامه خود دارد.
منبع:نشريه همشهري سرنخ شماره 52